وابستگي

بيايد رو راست باشيم؛


چه قدر به آدم هايي که توي زندگيمون هستن وابسته ايم؟


چه قدر بدون اون ها ميتونيم دووم بياريم؟


چه قدر تنهايي زندگي کردن رو بلد هستيم ؟


چه قدر بلديم دل کندن از هم ديگه رو ؟


من اين و خيلي خوب بلد شدم


اگر يه زماني فکر مي کردم بدون وجود آدم هاي اطرافم نميتونم زندگي کنم يا زندگيم بيهوده ميشه و افسرده،


الان ميدونم که همه ي آدم هايي که توي زندگيم نقشي رو بازي مي کنن، رفتني هستن


بعضي ها ميرن زير خروار ها خاک،بعضي ها رو مجبورم توي دلم دفن کنم و روشون خاک بريزم.


آدم هاي زندگي من خيلي هاشون رفتن، رفتني که با درد و آه همراه بود.


با رفتن هرکدومشون من خم تر و خم تر مي شدم، اون قدر آب شدم که خودم را دوباره ساختم.


ولي اين بار طوري ساختم که ديگه وابسته نباشم،زير همون خاکي که رفتن آدم ها دفنم کرده بود،دفنش کردم.


عشق و محبت و از دلم دور نکردم، اما ديگه وابسته کسي نيستم.


وابستگي چيز خوبي نيست، پر از درده


نه وابسته کسي بشيم نه بزاريم کسي وابستمون بشه.


باور کنين وابستگي بد درديه.


وقتي به کسي وابسته نيستي انگار آزادي، رها.


من آزادم،خيلي وقته که آزادم،من آزادي ام رو مي پرستم

مشخصات

تبلیغات

محل تبلیغات شما
عکس آقای خامنه ای

برترین جستجو ها

آخرین جستجو ها

Stephen Meghan دانلود فایل های کمیاب نمايندگي تعمير لوازم خانگي تخفیف ویژه ستاره کویر زاویه دید Daniel مجله علمي آموزشي دانش سنتر بیمه تیمی